تبليغاتX

miss u

Miss You : Forward This Picture در به در عاشق

باز دیدمش ، چه زیبا و دلنشین بود

دلم براش لرزید. سر کوچه منتظرم بود.

یه دفعه بغضم ترکید.

رفتم جلوش زل زدم تو چشماش

سرشو گرفت پایین

اروم گفتم : سلام

این همه مدت کجا بودی؟ نمی دونی دلم واست تنگ می شه ؟

اصلآ ، پیشه خودت فکر کردی ، من منتظرم؟

هیچی نگفتی

سرتو بلند کردی

فقط نگام می کردی

اشک توی چشات شروع کرد به لرزیدن

دلم بیشتر گرفت گفتم : هیچکی منو دوس نداره ، حتی تو

بازم دلمو شکوندی ، بازم غصه ام دادی.

باز هیچی نگفتی

صورتت مچاله شد.

اشکه توی چشات شروع کرد به پایین اومدن

داد زدم : گریه نکن

ولی اشکات پشته سره هم میومدن پایین

بازم داد زدم: گریه نکن

یه دفعه زانوهات خم شد ، دستتو گرفتی جلو صورتت ، صدای گریه ات بالا اومد

نشستم جلوت ، دستاتو گرفتم

اروم گفتم: تورو خدا گریه نکن

ولی گریه ات تمومی نداشت

خیلی اروم گفتی: به خدا دوست دارم

وبعد دستاتو از دستم جدا کردی

بلند شدی و

با قدمهای لرزان از من دور شدی

خیره شده بودم به دیوار

و دیگه نمی دونم چی شد

فقط اینو می دونم

که

خیلی دوست دارم


 

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:37 توسط دریا |